|
ناله های عاشقانه مرا دریاب....................که من بی تابم
|
میای از دورترین نقطه ایمان من
اونجا که لحظه هاش پر شدن از یاسمن
میای از سکوت شهر پر از ستاره
می کشی دستاتو روی موهام دوباره
می بری با خودت تا اوج بی نهایت
اونجایی که تو چشمات اوج می زنه نجابت
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه
تو کتابهای قصه کسی که ما نمی شه
وقتی که بجز عشق چیزی نمی شه که دید
غیر از گلهای بوسه چیزی نمی شه که چید
اونجاها آسمونشون رنگ طلایی داره
جای سیاهی های شب حباب آبی داره
آدماش از محبت برای هم می میرن
تو سختی زندگی دست همو می گیرن
|
حس شاعریم، از غزل افتاده |
دل بی صدام، صدا سر داده |
|
دل کوچیک ستاره هایم ریخته |
شب مهتابی من، بی تابه |
|
شیشه خاطره هایم شکست |
سحر از پشت ستاره هایم برفت |
|
پیرهن گلدار، خاطره یار منه |
دوبال پرواز، اوج آواز منه |
|
روکاغذای بی صدا، عشق رو آبی میکشم |
وقتشه بغض سکوت رو بشکنم |
|
حالا آزادم در آبادی تو |
حالا بی دردم، در همیاری تو |
|
گم شدم تو کوچه های بچگی |
تازه شدم، قد کشیدم راس راسکی |
|
تازه شدم، در دل شبگیر تو |
قصه راه سایه شبگیر تو |
|
سایه شبگیر نه از بهر خویش |
بهر دل تنگ پر از مهر تو |
|
ساده شدم، سبک شدم، با تو پریدم |
بسته شدم، باز شدم، با تو دویدم |
|
شب کشی و سحر ببین بی تو چه سخته |
باز ترانه منو ببین بغض تو کرده |
|
ناله عاشق ننگر بهر سرودن |
یک دهان ترانه خط خورده بودن |
سلام دوستان عزیز
من در نظر سنجی برترین وبلاگ ماه خرداد قرار گرفته ام.
برای انتخاب من در این نظر سنجی به لینک زیر رفته تا با یافتن و انتخاب وبلاگم، بهم یک ستاره هدیه کنید.
هر 20 انتخاب ، 20 امتیاز محسوب می شود و با هر 20 امتیاز یک ستاره دریافت می کنم.
در حال حاضر روبروی هر آدرس وبلاگ 5 ستاره ی توخالی هست که با بالا رفتن امتیازم ستاره های سبز رنگ دریافت خواهم کرد.
موفق باشید.
------------------------------------------------------------------------
تو بیا تا دلم نکرده فریاد . . .
واسه دل زار خودم، شعر می ریسم
از بخت بد حال خودم، ناله می ریزم
ناله ای از آه دل ریش جوونی
آخ چی بگم ای روزگار، نا مهربونی
دلم تنگ و بد آهنگ و غم تو داره
چه کم رنگ و چه پر رنگ، رنگ تو داره
وبلاگ من حادثه شعر و غزل نیست
شرار دلسوخته ی وجود عشقه
حرف دل و صنعت شعری نداره
ناز دل و جز تو خریداری نداره
وبلاگ من آپ نشده، حالم گرفته
کشتی بادبانی ام، به گل نشسته
وبلاگ من قشنگه و مشکی می ریزه
داره واسه طرفداراش عشوه می ریزه
حرفهای صادق که میگن، وبلاگ عشقه
ناله عاشق که میگن، ناله عشقه
سکوت فریاد معرفت است.
------------------------------------------
دو شنبه - ۲۰/۳/۸۷ - بهروز
تو را در باران گریه، غرق دیدم
تو را چون ابر بهاری، ژرف دیدم
تو چون غرش تگرگ، پر صدا بودی
تو را چون تیغ آفتاب، بی پروا دیدم
تو چون تشنه آبی ترین، سیراب بودی
تو را با برگ و ریشه، بی آب دیدم
تو از حس تازه بودن، هوشیار بودی
تو را خسته از خواب زمین، بیدار دیدم
تو چون بغض رفاقت، سرمست بودی
تو را در عطر سخاوت، چون یاس دیدم
تو سرخ از شوق ضیافت، پر نبض بودی
تو را در موج جماعت، چون رود دیدم
تو چون درگاه بی در، بی یار بودی
تو را دلباز و بسته، همساز دیدم
تو در ناله های عاشق، آرام بودی
تو را در قلب بهروز، شادکام دیدم
من از ارتفاع تر کاغذ و جوهر و عشق، جاری شدم . . .
بهروز - سه شنبه ۱۴/۳/۸۷ - به یاد شمعی در رگبار . . .
تو را به شعر نویسم، تو را به اشک بریزم
تو را به باد بروبم، تو را به دشت بنازم
رو قله کوه دل، تو را به دل سپارم
در مرگ خاطراتم، تو را به یاس ببویم
از حس این ترانه، برایت جان فشانم
حس غریبگی را، از دل تو برانم
گلاب و مشک و انبر، بر تن تو بپاشم
چرخ کبود عشق را، آرمان راهت کنم
قطره قطره اشک را، شوق نگاهت کنم
حس وصال دو لب، فرش سرابت کنم

یه فصل تازه
یه فصل پاک
پائیز . . .
********** **********
پائیز فصل نگاه بی پرواست
فصل قصه های کهنه تاختن
فصل رنگ پائیزی گرفتن
فصل هر روز تو و من
********** **********
فصل نگاه سر سختی تو
فصل سرمای عشق من
فصل امن و بی وحشت تو
فصل خوب و راحت من
فصل بوسه پرواز تو
فصل نگاه من به عشق
فصل سرخی رگهای تو
فصل رگهای پر آواز من
فصل پاکیزه عریان تو
فصل مخمل قرآن من
فصل حرارت طلوع تو
فصل شهامت ظهور من
فصل ارابه ی نور تو
فصل دستای خزون من
فصل همسایگی شبنم تو
فصل سرمای ویرانگر من
فصل بوته های آتش تو
فصل شعله های سر کش من
فصل سکوت کوچه تو
فصل کویر سینه من
فصل دلتنگی پر باران تو
فصل آوارگی کوه غرور من
فصل خزون بی بهار تو
فصل غروب شوره زار من
فصل شب تار دل تو
فصل دیوونگی دل من
فصل شیشه بلند عاشقانه تو
فصل ناله های عاشقانه من
--------------------------------
سه شنبه ۷/۳/۸۷ - بهروز
یادته روز آشنایی ؟
شاخه ای از گل زیبا
دادی و نصیبم کردی عشق را
تا بشیم با هم همصدا
زندگی من، گل بوته من
تویی یار من، فریبا
مرغ دل من، تو قفس من
جای توست، فریبا
تو بی رحمی، تو دل سنگی
که رفتی و نپرسیدی
که دلم دست کیست
و توی قلبم چیست
رفتی و نپرسیدی . . .
رفتی و نپرسیدی . . .
رفتی و نپرسیدی . . .
------------------------------------------------------------------------
شنبه ۴/۳/۸۷ – بهروز
کاش قصه من، حکایت مسافری بود که در یک ایستگاه دور افتاده،
قطار خوشبختی را به انتظار نشسته است.
سرانجام در جایی میان رویا و واقعیت، قطار از راه می رسید و . . .
باری، کاش پائیز ایستگاه آخر من بود.