تبليغاتX
دردنامه ای برای دل خویش - دل بی صدا
ناله های عاشقانه مرا دریاب....................که من بی تابم

 

حس شاعریم، از غزل افتاده

دل بی صدام، صدا سر داده

دل کوچیک ستاره هایم ریخته

شب مهتابی من، بی تابه

شیشه خاطره هایم شکست

سحر از پشت ستاره هایم برفت

پیرهن گلدار، خاطره یار منه

دوبال پرواز، اوج آواز منه

روکاغذای بی صدا، عشق رو آبی میکشم

وقتشه بغض سکوت رو بشکنم

حالا آزادم در آبادی تو

حالا بی دردم، در همیاری تو

گم شدم تو کوچه های بچگی

تازه شدم، قد کشیدم راس راسکی

تازه شدم، در دل شبگیر تو

قصه راه سایه شبگیر تو

سایه شبگیر نه از بهر خویش

بهر دل تنگ پر از مهر تو

ساده شدم، سبک شدم، با تو پریدم

بسته شدم، باز شدم، با تو دویدم

شب کشی و سحر ببین بی تو چه سخته

باز ترانه منو ببین بغض تو کرده

ناله عاشق ننگر بهر سرودن

یک دهان ترانه خط خورده بودن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 8:6  توسط بهروز  |