تبليغاتX
دردنامه ای برای دل خویش - میای از . . .
ناله های عاشقانه مرا دریاب....................که من بی تابم

 

میای از دورترین نقطه ایمان من

اونجا که لحظه هاش پر شدن از یاسمن

 

میای از سکوت شهر پر از ستاره

می کشی دستاتو روی موهام دوباره

 

می بری با خودت تا اوج بی نهایت

 

اونجایی که تو چشمات اوج می زنه نجابت

 

آخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه

 

تو کتابهای قصه کسی که ما نمی شه

 

وقتی که بجز عشق چیزی نمی شه که دید

 

غیر از گلهای بوسه چیزی نمی شه که چید

 

اونجاها آسمونشون رنگ طلایی داره

 

جای سیاهی های شب حباب آبی داره

آدماش از محبت برای هم می میرن

 

تو سختی زندگی دست همو می گیرن

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:0  توسط بهروز  |