|
ناله های عاشقانه مرا دریاب....................که من بی تابم
|
من از سرودن شعري بلند ميترسم
وقتي خط به خط نبضم را ميشناسم
و نفسي تازه به ريههاي چركينم ميدهم
وقتي پنجره دل را وا ميكنم
و ميخواهم از درد خويش بنويسم
قلمم بغض ميكند
واژهها ميگريند
و صفحه ي سفيد كاغذ جز رنگ سرخ
رنگي دگر نميگيرد
روح نامه به تپش ميافتد
سازهاي ترانهام، ناكوك ميشوند
چرا كه
ترانه دلم بي صدا نيست
گل واژهها را خبر ميكنم
تا رخت آفتابي بپوشند
تا از قفس گيتارم
پر پرواز بگيرند . . .
نميخواهم از غزل بيفتم . . .
آه
خدايا . . .
بعد از يك بستري زجر آور
در بيمارستان وليعصر خرمشهر
هنوز هم نبضم ميزند
براي رستن نالههاي عاشقانه
اشكهايم ترانه ميسازند
خط به خط، نقطه به نقطه
ته خلوت خويش بغض ميكنم
بغض كه وزن ندارد
قافيه و رديف نميشناسد
فقط در دل ياران بيريا منعكس ميشود
-----------------------------------------------------------------------------